
-
توسط itp_admin
- در Uncategorized بازاریابی و فروش تکنولوژی فناوری اطلاعات
رسانه ملی، یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB)، همیشه یکی از اصلیترین بسترهای تبلیغات تلویزیونی در کشور بوده و نقش پررنگی در ارتباط بین برندها و مخاطبان ایفا کرده است.
با تغییرات بازار تبلیغات و رشد پلتفرمهای دیجیتال، این سازمان هم سیاستهای خود را برای حفظ جایگاهش در بازار تغییر داده است.
در این مقاله، بر اساس گزارش مقایسه تعرفههای تبلیغاتی در 5 سال اخیر، روندهای کلیدی، پیامدها و آینده این تعرفهها را بررسی خواهیم کرد.
۱. روند تغییر تعرفهها
تحلیل دادههای رسمی نشان میدهد که در سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴، قیمت تبلیغات تلویزیونی تغییرات قابلتوجهی داشته است.
الف) رشد ملایم در تعرفههای پایه (طبقه 1)
تعرفه پایه (طبقه 1) در این بازه زمانی تنها 154٪ رشد داشته که نسبت به نرخ تورم، افزایشی بسیار محدود محسوب میشود.
این روند نشان میدهد که صدا و سیما تلاش کرده دسترسی تبلیغاتی را برای کسبوکارهای کوچک حفظ کند.
ب) رشد چشمگیر در تعرفههای برتر (طبقه 35)
تعرفه طبقه 35 که ویژه برندهای بزرگ و لوکس است، رشد 1084٪ را تجربه کرده است!
این افزایش نجومی نشاندهنده تغییر سیاستهای سازمان در جهت جذب درآمد بیشتر از برندهای بزرگ است.
ج) تفاوت فصلی در تعرفهها
در تمامی این سالها، تعرفه تبلیغات در فروردین ماه حدود ۶ تا ۷ درصد بیشتر از شهریور بوده است.
این الگو نشان میدهد که تبلیغکنندگان در ابتدای سال تمایل بیشتری برای تبلیغات دارند و سازمان نیز از این تقاضا برای افزایش درآمد استفاده میکند.
د) افزایش فاصله بین تعرفههای پایه و برتر
در سال ۱۳۹۷ نسبت تعرفه طبقه ۳۵ به طبقه ۱ حدود 140 برابر بود.
اما در سال ۱۴۰۴ این شکاف به 1440 برابر رسیده است!
این افزایش شکاف به معنی سختتر شدن دسترسی برندهای کوچک به تبلیغات تلویزیونی است.
۲. پیامدهای این تغییرات
روندهای مشاهدهشده در تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما چند پیامد کلیدی دارد:
✅ برندهای کوچک تحت فشار قرار گرفتهاند:
با وجود افزایش جزئی در تعرفههای پایه، تبلیغات تلویزیونی همچنان برای بسیاری از کسبوکارهای کوچک دشوار و پرهزینه است.
✅ تمرکز بر برندهای بزرگ و لوکس:
رشد چشمگیر تعرفههای بالاتر نشان میدهد که سازمان به دنبال کسب درآمد بیشتر از برندهای معتبر و دارای بودجههای کلان تبلیغاتی است.
✅ تقسیمبندی واضحتر مشتریان تبلیغاتی:
طبقهبندی تعرفهها، تبلیغکنندگان را به گروههای کاملاً مجزا تقسیم کرده است. برندهای بزرگ در طبقات بالاتر و کسبوکارهای کوچک در پایینترین سطح قرار گرفتهاند.
✅ تعادل در رشد تعرفهها از سال ۱۴۰۰ به بعد:
پس از افزایش چشمگیر تعرفهها در سال ۱۴۰۰، نرخ رشد در سالهای بعدی کاهش یافته و به سمت تعادل حرکت کرده است.
۳. آینده تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما
با توجه به روندهای اخیر، پیشبینی میشود که سیاستهای قیمتگذاری صدا و سیما در سالهای آینده به این شکل پیش برود:
1️⃣ افزایش متعادل قیمتها:
به نظر میرسد صدا و سیما به یک نقطه اشباع قیمتی رسیده و دیگر امکان افزایش شدید تعرفهها وجود ندارد.
2️⃣ تمرکز بیشتر بر تبلیغات لوکس و برندهای بینالمللی:
احتمالاً جذب تبلیغات از برندهای بزرگ داخلی و خارجی در اولویت قرار خواهد گرفت.
3️⃣ سیاستهای جدید برای رقابت با رسانههای دیجیتال:
با توجه به رشد تبلیغات در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای ویدیویی، صدا و سیما ممکن است تغییراتی در مدل قیمتگذاری خود ایجاد کند تا رقابتپذیری خود را حفظ کند.
4️⃣ افزایش گزینههای تبلیغاتی برای جذب مشتریان بیشتر:
امکان دارد بستههای تبلیغاتی متنوعتری برای برندهای متوسط ارائه شود تا دسترسی به تبلیغات تلویزیونی آسانتر گردد.
جمعبندی اولیه
تحلیل تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما در ۵ سال اخیر نشان میدهد که این سازمان به دنبال افزایش درآمد از برندهای بزرگ بوده و رشد قیمتها را بهصورت نامتوازن بین طبقات مختلف انجام داده است. با توجه به اینکه رقابت با رسانههای دیجیتال هر روز سختتر میشود، صدا و سیما ناچار خواهد بود استراتژیهای جدیدی را برای حفظ مشتریان تبلیغاتی خود در نظر بگیرد.
✅ اگر کسبوکار کوچک دارید، همچنان تبلیغات دیجیتال گزینه بهتری است!
✅ اگر برند بزرگ دارید، تبلیغات تلویزیونی میتواند شما را از رقبا متمایز کند، اما هزینههای شما را بهشدت افزایش میدهد.
✅ اگر تبلیغات تلویزیونی بخشی از استراتژی بازاریابی شماست، بهتر است با یک مشاور تبلیغاتی حرفهای برای انتخاب زمان و نوع تبلیغ مشورت کنید.
و در ادامه به بررسی تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما از منظر مهندسی فروش و بازاریابی معنوی خواهیم پرداخت :
در بازاریابی و فروش، دو رویکرد کلیدی وجود دارد که میتواند در تحلیل تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما مورد بررسی قرار گیرد:
مدل مهندسی فروش که بر اصول علمی، دادهمحوری و برنامهریزی دقیق فروش متمرکز است.
مدل بازاریابی معنوی که به ارتباط انسانی، ایجاد ارزش واقعی و تأثیرگذاری عمیقتر بر مخاطب توجه دارد.
سؤال اصلی این است: آیا استراتژی تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما بر اساس این دو مدل طراحی شده است یا خیر؟
۱. تحلیل تعرفههای صدا و سیما از دیدگاه مهندسی فروش
مهندسی فروش بر چهار اصل کلیدی استوار است:
✅ تحلیل دادهها و بازار
✅ تقسیمبندی مشتریان و قیمتگذاری هدفمند
✅ بهینهسازی فرآیندهای فروش
✅ افزایش بازگشت سرمایه (ROI) در تبلیغات
الف) آیا صدا و سیما از دادهمحوری در قیمتگذاری استفاده کرده است؟
بله، روند تغییرات تعرفهها نشان میدهد که صدا و سیما بهصورت تحلیلی و مبتنی بر دادهها عمل کرده است. مثلاً:
تعرفه پایه (طبقه 1) با افزایش اندک 154٪ نگهداشته شده تا کسبوکارهای کوچک بتوانند تبلیغ کنند.
تعرفههای بالاتر (طبقه 35) با رشد شدید 1084٪ افزایش یافته تا از برندهای بزرگ بیشترین درآمد ممکن را دریافت کند.
تفاوت قیمت بین فروردین و شهریور ثابت و منطقی مانده که نشاندهنده تحلیل الگوهای فصلی بازار است.
✅ نتیجه: صدا و سیما اصول مهندسی فروش را تا حدی رعایت کرده و استراتژی قیمتگذاری خود را بر اساس تحلیل بازار تنظیم کرده است.
ب) آیا قیمتگذاری صدا و سیما بر اساس تقسیمبندی مشتریان بوده است؟
✅ بله، طبقات تعرفهای مختلف نشان میدهد که مشتریان تبلیغاتی به دو گروه اصلی تقسیم شدهاند:
کسبوکارهای کوچک که تعرفههایشان ثابت و کنترلشده نگه داشته شده است.
برندهای بزرگ که با افزایش شدید تعرفه مواجه شدهاند.
✅ نتیجه: این تقسیمبندی بهخوبی اصول مهندسی فروش را رعایت کرده اما مشکل بزرگی دارد: شکاف بین این دو گروه بیش از حد شده است.
ج) آیا تعرفهها باعث افزایش بازگشت سرمایه (ROI) تبلیغات میشود؟
❌ چالش اصلی این است که هزینههای تبلیغاتی برای برندهای کوچک و متوسط بهقدری زیاد شده که بازگشت سرمایه آنها دشوار است.
✅ اما برای برندهای لوکس، تبلیغات تلویزیونی همچنان ارزشمند است.
✅ نتیجه: مهندسی فروش بهدرستی اعمال شده، اما نیاز به بهینهسازی دارد تا برندهای متوسط هم بتوانند سود کنند.
۲. تحلیل تعرفههای صدا و سیما از دیدگاه بازاریابی معنوی
بازاریابی معنوی مبتنی بر مفاهیمی مانند:
✅ ایجاد ارزش واقعی برای مخاطب، نه صرفاً افزایش درآمد
✅ تعامل انسانی و ایجاد حس اعتماد و ارتباط عاطفی
✅ دسترسی عادلانه همه کسبوکارها به تبلیغات و برقراری عدالت در بازار
الف) آیا صدا و سیما در قیمتگذاری خود ارزش واقعی برای همه کسبوکارها ایجاد کرده است؟
❌ خیر، افزایش شدید تعرفههای طبقه 35 و عدم تغییر تعرفههای پایه نشان میدهد که تمرکز سازمان بر افزایش درآمد بوده، نه بر ایجاد ارزش برای تمام کسبوکارها.
✅ اگر هدف بازاریابی معنوی باشد، باید قیمتگذاری به گونهای باشد که همه برندها از تبلیغات سود ببرند، نه فقط برندهای لوکس.
ب) آیا مدل قیمتگذاری باعث افزایش اعتماد مخاطبان شده است؟
❌ خیر، وقتی برندهای کوچک قدرت تبلیغ در رسانه ملی را ندارند، حس بیعدالتی در بازار ایجاد میشود.
✅ تبلیغات معنوی یعنی برندهای کوچک و متوسط هم بتوانند از رسانه استفاده کنند و مخاطبان احساس کنند تبلیغات بهصورت عادلانه و متنوع پخش میشود.
✅ نتیجه: مدل فعلی تعرفهها کاملاً در تضاد با اصول بازاریابی معنوی است.
ج) آیا رسانه ملی بر اساس مدل بازاریابی معنوی حرکت کرده است؟
❌ خیر، سیاست فعلی بیشتر به سمت کسب درآمد حداکثری از برندهای لوکس متمایل است.
✅ اگر صدا و سیما میخواهد به سمت بازاریابی معنوی حرکت کند، باید:
تعرفهها را طوری تنظیم کند که برندهای کوچک و استارتاپها هم دیده شوند.
امکانات تبلیغاتی ویژهای برای کسبوکارهای نوپا در نظر بگیرد.
کیفیت تبلیغات را بهبود دهد تا ارزش واقعی برای مخاطبان ایجاد کند، نه فقط درآمدزایی.
جمعبندی و پیشنهادات برای بهینهسازی تعرفهها بر اساس این دو مدل
✅ نقاط قوت مدل مهندسی فروش در تعرفههای صدا و سیما:
تحلیل دادهمحور و قیمتگذاری بر اساس الگوهای بازار
تقسیمبندی مشتریان تبلیغاتی بر اساس توان مالی
مدیریت فصلی قیمتگذاری برای افزایش درآمد
❌ مشکلات مدل مهندسی فروش در تعرفههای صدا و سیما:
افزایش فاصله بین برندهای بزرگ و کوچک
نبود گزینههای تبلیغاتی مناسب برای کسبوکارهای متوسط
چالش در بازگشت سرمایه (ROI) تبلیغات برای برندهای کوچک
❌ مشکلات مدل بازاریابی معنوی در تعرفههای صدا و سیما:
نبود عدالت در دسترسی کسبوکارها به تبلیغات
تمرکز بیش از حد بر برندهای لوکس
کاهش اعتماد عمومی به تبلیغات صدا و سیما
✅ پیشنهادات برای بهینهسازی تعرفهها بر اساس مدلهای علمی:
ایجاد بستههای تبلیغاتی ویژه برای کسبوکارهای کوچک و متوسط
افزایش شفافیت در تعرفهگذاری و ارائه تخفیفهای ویژه برای تبلیغات فرهنگی و اجتماعی
تدوین استراتژی تبلیغاتی جدید برای حفظ تعادل بین برندهای لوکس و سایر کسبوکارها
طراحی سیستم تخفیفی فصلی بر اساس عملکرد برندها و نه فقط قدرت مالی آنها
بهینهسازی تبلیغات برای ایجاد ارزش واقعی و اعتمادسازی در بین مخاطبان
نتیجه نهایی که از این مقاله دریافت میکنیم :
✅ صدا و سیما از اصول مهندسی فروش در تعرفههای خود استفاده کرده، اما بهینهسازی لازم را انجام نداده است.
❌ در زمینه بازاریابی معنوی، سیاستهای فعلی بهشدت مشکلدار هستند و نیاز به بازنگری جدی دارند.
اگر صدا و سیما میخواهد در دنیای دیجیتال زنده بماند، باید مدل قیمتگذاری خود را متناسب با اصول مهندسی فروش و بازاریابی معنوی اصلاح کند تا هم کسبوکارهای کوچک و هم برندهای بزرگ بتوانند از تبلیغات تلویزیونی بهرهمند شوند.
منبع این خبر:
گزارش رسمی مقایسه تعرفههای تبلیغاتی صدا و سیما در ۵ سال اخیر
